.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


صحبت از پژمردن يك برگ نيست فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض كن جنگل بيابان بود از روز نخست در كوير سوت و كور در ميان مردمي با اين مصيبت ها صبور صحبت از مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانيت است

 فريدون مشيري

۱۳۸٥/۱٢/۱٧ | ٢:٢٥ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


عجب    سر انجام  آپ  شد 

۱۳۸٥/۱٢/۸ | ٥:۳۱ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |



 دلـم دريائي طوفان زده امـواجـش پريشاني

                            از آن روزي كه تـو گفتي د گـر اينـجا نمي مـاني

چنـان رفتي و من مـانـد م غـريب و بي كـس و تنـها

                       تـو گوئي كه از اول نبستي عهد و پيماني

نگـاه من غـم آلود است از وقتي كه صفر كـردي

                  چـه سنگين بود اين رفتن  ,  رنج و ويراني
۱۳۸٥/۱٢/٢ | ۳:٠٧ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC