.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


نوروز سال ٨٨

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.

در کشورهای ایران و افغانستان که گاهشمار هجری خورشیدی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، گاهشمار میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.

واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود :

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.

منبع   :    http://fa.wikipedia.org

شعر نوروز در زمستان/ احمد شاملو (ویژه نوروز )

سالی

 

 

نوروز

بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
بی‌جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب
بی گردش ِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه.

 

سالی

 

 

نوروز

بی‌گندم ِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغام ِ خموش ِ ماهی از تُنگ ِ بلور
بی‌رقص ِ عفیف ِ شعله در مردنگی.

 

سالی

 

 

نوروز

 

 

همراه ِ به‌درکوبی‌ مردانی

سنگینی‌ بار ِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز
نام ِ ممنوع‌اش را

و تاقچه‌ی گناه

 

 

دیگر بار

با احساس ِ کتاب‌های ممنوع
تقدیس شود.

 

در معبر ِ قتل ِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.

دروازه‌های بسته

 

 

به‌ناگاه

 

 

فراز خواهد شد

 

دستان ِ اشتیاق

 

 

از دریچه‌ها دراز خواهد شد

 

لبان ِ فراموشی

 

 

به خنده باز خواهد شد

 

و بهار

 

 

در معبری از غریو

 

تا شهر ِ خسته

 

 

پیش‌باز خواهد شد.

 

سالی

 

 

آری

بی‌گاهان

نوروز

 

 

چنین

 

 

آغاز خواهد شد.

 

نوروز ۱۳۵۶ 

۱۳۸٧/۱٢/٢٧ | ٤:٠٤ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC