.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !



امان از خواب بی سامان خدایا
.
.
.
امان از فصل بی باران خدا یا
.
.
دلم خشکیده بنیانم به بادست
.
.
امان از موسم طوفان خدایا
****

ای بی نفست چهره ی من افسرده


بی روی تو گلبرگ تنم پژمرده


من پیکره پوسیده ی سرگردانم

سیلاب غمت ریشه ی تن را برده
***
امروز

گیر

نده

بگذار به ریش من بخندند

من ساده ام

ساده تر از

نوشیدن یک فنجان چای


با فاصله از حصار پرچین در باغ

باطنم آزاد است

من خط خطی یک کودک بازیگوشم


بگذار که نقش دیوار حقایق باشم

شاعر : سید مهدی نژاد هاشمی

۱۳۸۸/۸/٢٦ | ٩:٠۱ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC