.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


نزدیک دور
 
تو اولین روز بهار
 من آخرین روزم
 از اسفند
 
من با توام نزدیک ِنزدیک
 تو
 اندازه یک سال از من دور.

۱۳٩٢/۱٢/٢٩ | ۱:٥٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


نورِ سرِ صبحِ مهر ماه که می ریزد روی صورتت،

 حسی زیباتر از این وجود ندارد

که مهری تازه  و نه از نوعِ میان تهی اش

قلبت را روشن کند .

مهر تو همچنان می تابد بر قلبم

 حتی اگر فاصله ها از من دور باشی

یادت همجنان در ذهن من مرور میشود

حتی اگر لحظه ای به یادم مباشی

آتش با آب آرام میگرد برایم اقیانوس باش


آسمان به آرامی با اثرات ذرات ظریف روشن میشود...

موسیقی آرام و قابل تعمق است.

(یک نردبان هم در گوشه ی راست خورشید است.تکیه داده شده به نقطه ای نامعلوم. گویی که یک رازِ به غایت مخفی ست که از آنجا محو شده ... )

دروازه ها نشانه ای از گذر هستند
 راس ساعتِ هفت و هفت دقیقه ی صبح ؛ و بعدش پل ها,

یک راه معلق برای تاکید بر لحظه ی عبور... من اینجا هستم
 همینجا که نور سر صبح از بینِ روزنه های چوبی به درون می تابد

و انگار دیگر زن نیستم .

نه بیش از این. کودکیم به ابتدا رسیده و کهن سالیم به آخرین روزِ خود
 این شهر بدونِ تو گریزگاه نبود, پنجره بود ...

که از سرسرایش به قهقرا می شد پر کشید

و تو بگو به من

قصه که تمام می‌شود؛

آدم‌ها به کجا می‌روند ؟!

و من بی تو به کجا ؟

 

 

۱۳٩٢/۱٢/٢٧ | ۱:٢٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


نیمه گـُمشده ام نیستی که بـا نیمه ی دیگــر به جُستجویت برخیزم،
 تو ;
 تمام گُمشده منی . .

 

۱۳٩٢/۱٢/٢٤ | ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |


دوست می دارمش...

اما ...

می ترسم بگویم و بگوید :

"مرسی" !!!

........................................................

می ترسم از اینکه

هرچیزی بگوید جز :

" من هم دوستت دارم "

.......................................................

چندیست در نبودنت به ساعت شنی می نگرم ، یک صحرا گذشته است !

چه زیباست ساعتی که چشمانم  انتظار تو را می کشند

و چه زیبایی تر است لحظه ای که چشمانمان به هم دوخته می شوند

 

 

۱۳٩٢/۱٢/٢٢ | ٢:٢۸ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |


من در این دنیا فقط یه چیزی دارم....
اسمش دلــــــ است !
اگر قرار
بــــــود بفهمد که فاصله یعنی چــــــــه

اگر قرار
بــــــود بفهمــــد که نمیشــــد دلـــــ …

میشد
مغــــــــز !

دلـــــ است
..

نمی فهمــــــد دیگر … !

۱۳٩٢/۱٢/۱٥ | ۱:٤٧ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


آنگــاه که عشـق دامـن می گستراند کلام خامــوش میشود . . . !

۱۳٩٢/۱٢/۱٠ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


چیزی در کلامم نیست 
جز دوستت دارم هایی
که واژه و جمله نیستند ...
فقط به شکل سکوت , یک نگاه
درست مثل دم در پی بازدم , که حیاتم را رقم می زنند…

ت - ب - پ - گ - ر

۱۳٩٢/۱٢/٩ | ٢:٠٢ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |


خواستم بگویم که کیستم

دیدم نگفتن بهتر است

چه سود ؟

آن که نمی ماند همان بهتر که نشناسد مرا ... !

آن کس که می ماند خود خواهد شناخت ... !

 

۱۳٩٢/۱٢/٢ | ۳:٠٢ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC