.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


 

زمان آغاز بودن ...

با گریم متولد میشوم...

هنوز هم مثل هر سال آغاز تولدم چشمان من بارانیست ...

1392.09.30  ز . ق. ن

بودن جوانه میزند با عشق

با مهر تو آغشته میشود

با نگاه تو سبز میشود

و التماسانه تو را صدا میزند

میشونی ؟

اگر سالها بعد التهاب زخم این دلشکسته را فهمیدی

به دنبالم بیا ...

شاید باز هم ذره ای از عشق تو در خاکستر من زنده باشد

با دست تو شلعه ور میشود مرا مثل زغالی باد بزن تا جان بگیرم 

ز . ق . ن

شب عاشقان بی دل چه شب درازی باشد  -

تو بیا کز اول شب  در صبح باز باشد 

شب یلدا مبارک

۱۳٩٢/٩/۳٠ | ۱:٥۳ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


نه گستاخ نیستم , بی عاطفه نیستم

من لبریز از مهر تو ام

میترسم ,  که سلام نمی کنم !!

هر سلامی خداحافظی دارد

میترسم از کلام دوری , جدایی

درد از این بالا تر که عاشق شده ام

 رنج از این بالا تر که لایق تو نباشم ؟

کاش می دانستی که شب ها و روز هایم

همه به فکر تو بودن می گذرد

 در خواب ها و رویاها بگو  , یا با من بگو چه کنم ؟

تا به حال عاشق شده ای ؟

میدانی عشق واقعی چه حسی دارد ؟

با حضور او قلبت به تپش می افتد

 اما از جدایی نفس برای کشیدن کم می آوری

 این یعنی پیچش عشق ...

من وانمود می کنم عاشق نیستم

اما سخت گرفتار تو ام

 

من گوهرانه عاشقم

 

شعله چراغ این دل را بیشتر کن تا سلامی برای همیشه  تقدیمت کنم ...  من به بودن تو , نگاه تو , دستان تو نیاز مندم ...


 
۱۳٩٢/٩/٢٧ | ٩:۱۳ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |


از تو عبور می کنم، فقط نگاه می کنی

من اشتباه می کنم، تو هم گناه می کنی

ازم عبور می کنی، ببین سقوط می کنم

به من نگاه کن بزن، فقط سکوت می کنم

از تو عبور می کنم، فقط نگاه می کنی

من اشتباه می کنم، تو هم گناه می کنی

به من نگاه کن نترس، من به تو مبتلا شدم

به موج می زنم ببین، چه ساده ناخدا شدم

به من نگاه کن بگو، کجا رو زیر و رو کنم

کدوم گلایه رو بگم، چه دردی آرزو کنم

به من نگاه کن برو، فاصله باورم بشه

در انتظار بودنت، عذاب آخرم بشه

ازم عبور می کنی، ببین سقوط می کنم

به من نگاه کن بزن، فقط سکوت می کنم

به من نگاه کن بگو، کجا رو زیر و رو کنم

کدوم گلایه رو بگم، چه دردی آرزو کنم

به من نگاه کن برو فاصله باورم بشه

در انتظار بودنت عذاب آخرم بشه

۱۳٩٢/٩/٢٧ | ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


هیچ ماشینی به مقصدِ تو نمی‌رساندَم   مسافرکِش‌ها هم فهمیده‌اند
خیا لی بیشْ نیستی

۱۳٩٢/٩/٢٢ | ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |


همکلاس آسمان در لباس آبی از من بیشتر دل میبری

آسمان وقتی که میپوشی کبوتر می شوم

۱۳٩٢/٩/٢۱ | ٧:٤٠ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


یک روز به یادماندی میتواند تمام تلخی های گذشته را برای 2 ساعتی محو کند.

خورشید هم نچرخد اگر در مدار تو  چشمی به تخت و پخت ندارم.

مرا بس است یک صندلی برای نشستن در کنار تو

شاید در کنار تو نشتن هرگز تکرار نشود 

اما به یاد تو بودن هر ثانیه در ذهن من تکرار خواهد شد

همچون پرستویی مهاجر دلم برای ماندن تنگ بود کاش زمان نمی گذشت و ما ساعت ها بر روی صندلی مینشستیم

من زمزمه میکردم در خیال خودم آهنگ باران را

صدای تو ,نفسهای تو همنوایی میکرد بارش قطره ها را

دستخطت ... به یادم مانده است

روزی تمام قلم ها نام تو را مینویسنند

 

 

 

۱۳٩٢/٩/۱٩ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


کف بینی نکن 

دستی که به سویت دراز شده ... طالعش تویی ... 

 

 

۱۳٩٢/٩/۱٤ | ٥:۳۱ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


ایستاده بودم

دور از همه

عابری رد شد 

گفت : هوا سرد است چرا اینجا ایستاده ای ؟

گفتم بله سرده

سردی هوا را نه ...

سردی نگاه تو را گفتم 

۱۳٩٢/٩/۱٤ | ٤:٥٥ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


وقتی که می روی لحظه ای بایست
نگاه کن..... 
همیشه نگاهی را باور کن که 
وقتی از آن دور شدی در انتظارت بماند ...
 

۱۳٩٢/٩/۱٢ | ٧:۱٩ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


مقصد مهم نیست
مسیر هم مهم نیست

حتی خود سفر هم چندان مهم نیست؛
همسفر خیلی مهمه . . .

سلام همسفر ... 

۱۳٩٢/٩/۱٢ | ٦:۱٤ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


در هجوم نگاه های جستجوگر
نخند !!! نه نخند...
اخم کن
میدانی چرا ؟
لبخندت دل میبرد ...
حسادتم میشود که مبدا دیگری مجذوبت شود !!!

۱۳٩٢/٩/٧ | ٢:٤٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


نمی خواهم زندگی به من دچار شود 
نمی خواهم زندگی از روی من داستان بسازد
نمی خواهم بازیگر نقش اول این داستان تلخ باشم
گفتم تلخ , درست مثل قهوه ی درون دستانت 
مثل غربت چشمانم , مثل حرف هاییم
تکه ای از نخ لباسم را دور دستم پیچیده ام 
به گوشه ای خیره میشوم و با خودم میگوییم :
من مرده ام ؟ یا زنده کسی هست که جوابم را بدهد ؟ 




۱۳٩٢/٩/٧ | ۱:٥٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |


 

نوشتی برایت بهترین ها را آرزو دارم

اینک آروزی من داشتن توست برای همیشه

میتوانی برآورده اش کنی  ؟

تو بهترینی برایم


۱۳٩٢/٩/٧ | ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |



نزدیکی!!

نزدیک به من...

نشسته ای روی آن صندلی

نگاه نمیکنی مگر نابینا ای ؟ !

نمی بینی من با تمام وجود با تمام قلبم تو را صدا میزنم

مگر ناشنوایی ؟

نمی شنوی صدای تپیدن های مکرر قلبم را ؟
۱۳٩٢/٩/٤ | ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC