.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

دل واژه های من رویای من

رویای من

رویای من , به کجا میکشانی مرا ؟

به دور دست های نا پیدا

به عمق قلب دریاها

آخر ,دیدار  ما به کجا ؟

کی می شود لحظه شوق این دل بی تاب

دل مرمری ام دیگر تاب صبر ندارد

خسته ام خسته تر از هر اتفاق

28/6/86  بامداد   1:15

نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/٢۸ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com