.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


عاشقي دلخسته ام از عشق جدايم نكنيد
جز همان عاشق ديوانه صدايم نكنيد
سالها از اتش دل سوختم و ساختم
باز همسفر خاطره هايم نكنيد
دل من با غم جانانه گره خورده دگر
ارزوي شب پيوند برايم نكنيد
بگذاريد بميرم ز پريشاني خويش
تا دم مرگ ازين درد جدايم نكنيد
در سيه چال غم و درد به بندم بكشيد
ولي از دامگه عشق رهايم نكنيد
بخدا عشق گنه نيست عزيزان اخر
در ميان همه انگشت نمايم نكنيد

Image Hosted at ImageHosting.us
 
۱۳۸٥/۱٠/٢۸ | ۸:٢٠ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC