.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


 اوكه روزي درخاطره ها بود
اوكه روزي
درروياها بود
اوكه روزي
چون پرستو دردل اسمانهابود
واوكه روزي
چو ماهي درقعر ابها بود
اوكه روزي چوچشمه اي
درانبوه درختان جنگل بود
اوهماني بود
كه روزي
ازاسمان ازكنار
پرتوخورشيد
ازكنارابرسفيد
ازكنارتنها ستاره من مي امد
اوگل سرخي بود
كه بين گلهاي ياس وشبوجاخوش
كرده بود
وانقدرسرشرابالاگرفته بود
كه گويي فقط يك گل سرخ دردنيا
وجوددارد
ومن تك وتنها
به او مي انديشم

ارسال از زرقانی

۱۳۸٦/٦/۳٠ | ۱:۳٦ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC