.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

تو آشنای نسیمی بهار من برگرد
به این دیار پر از یادگار من برگرد
ستاره رفتی و تو رفتی و شب خیانت کرد
به اسمان پر از انتظار من برگرد
هنوز این شکسته بلم را به پیش می رانم
امید ساحل سنگی کنار من برگرد
شراب و معنی تلخش دوای دردم نیست
به لحظه های سراسر خمار من برگرد
تو ای مفسر آوای سبز خنده به لب
میان گریه بی اختیار من برگرد
و عاقبت غم دل را به گور میبرد ساغر
برای غاتحه ای بر مزار من برگرد

شعر از ساغر 
نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/۳٠ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com