.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


فاصله ميان ما ساعت هاست
مسيری که مقصدش تو باشی
ازمبداء من،
فرسنگ هاست.

فاصله ميان ما
هزاران کوه ست
هزاران دريا
هزاران دشت.
#
ابرهاي آسمان من
ابرهايي که از خورشيد مرا محروم می کنند.

بارانی ست درنگاه تو
در جوار خورشيد.
که نم نم بر زمين می نشيند
و بوی خوش خاک را می شنوی
وضرب افسونگر باران را.
ودرآن هنگام
رنگين کمانی ميان دوکوه زاده می شود
ولبخندی از لبان تو فارغ،


#

غم انگيز ترين غروب
در کبود آسمان من
که خنده را بر لب خشک می کند
واشک را درچشم می نشاند
وبقض را درگلو.
شاد ترين طلوع ست
در نگاه خواب آلود تو
در انتظار صبحانه ای دلچسب
نان داغ، پنيروچای
٫٫٫٫٫٫
شرق تا غرب
فاصله ای ست
ميان ما.
اما هميشه
عشق تو درقلب من است
ياد تو در ذهن من است
فاصله ميان ما فرسنگ هاست
فاصله ميان ما ديوارهاست
اما
هميشه
تو با منی.

شعر از حمید خاموش
۱۳۸٦/٦/۳٠ | ٢:٢٠ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC