.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


 صدای پای تو
از عمق شب می آید
و پر می کند تمام فضای جان مرا
در آن شبی که
بلند است و پر ز راز و نیاز
و آن زمان که تمام شهر
در آن سکوت عمیق
فرو رفته به خواب.
قدم های تو بر سنگ فرش سینه ی من
در این شب تاریک
به سوی قلب من است.
نگاه تو
که پر است ز شوق دیدار
به روی چشم من است.
و دستان پر از مهر تو
پر از احساس
به دور گردن من.
و من ز شادی و شور
در آغاز بهاری ترین شکوفه ی سیب
در انتظار توام
بیا
ای که صدای پای تو از عمق شب می آید

شاهر همصدا دختر باران

۱۳۸٦/٦/۳۱ | ٢:۱٦ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC