.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

 می گفت:
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
شب، سحر شد
صحرا شد گلستان
گل پژمرد
اما
سنگ همان ماند
همان سنگ و همان سنگ و
همان سنگ ...

از تیکه سنگ

نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/۳۱ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com