.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


 صدای بی صدا آخر به دونبال تو می گردد،
چسان چسمان نابینا
که خورشیدی بر اندام فلک دارند
به دونبال تو می گردد
صدای بی صدا اکنون به گوش خلق می آید
نگاه نانگاهی ها به چشم ما نمی آید
کسانی راکه گه در پوشش ، کفن بر قامتان دارن
می شویند دستان گنه آلود خود با خون ملت
من و ما هاسلام اش را نمی خواهیم
ترانه نیست بلکه ناقوس مرگ است
در اندام به هم پیچیده لاله
ولی آخر به قول مهدی امید
{{سلامت را نمی خواهد، پاسخ گفت: سرها در گریبان است}}

شاعر سید محمد رضا متقی

۱۳۸٦/٦/۳۱ | ٢:۳٩ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC