.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

 غمی نهفته به جانم که عیـن لبخـند اسـت
شکفته خاطر از آنم ،که با تو پیونداست
مکن مـلامـت دل را ، که در صـفای خیال
به کنج مروه ی عـشق تو آرزومـند اسـت
مگو که راه من از دل جداسـت ؛ می دانم
بگو مسـافت دل تا خـط فنا چـنـد اسـت
بپیچ تا سر شـاخ وصــال " نیلـوفـر "
مپیچ بر دل دیوانه ای که در بند اسـت
مسـافران دیـار امـید ، و در راهـیـم
که قلب ما به نمازی شکسته ، خرسند است

شاعر نیلوفر ملا حسینی

نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/۳۱ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com