.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست


لبالب از تو شب نمی شود بی تابیم
گلی می شکفد آتشین نگاهم مبهوت
اینجا عشق تفسیر دوگانه ای دارد
گاهی با تو معنا می شود گاهی با من
دور زمانه را خط بکش ما ماندگاریم
شمع بر افروخته پروانه می سوزاند
پنجره دلت گشاده می شود به تاریکی
نور می پاشی تا آنجا که اقاقیاست
مهربانی بر دفترت زعفرانی می شود
باد خمیازه را می رباید از رخسارت

ارسال از رضا آشفته
نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/۱ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com