.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


پشت هنگامه ي سكوتت
 دژخيمان نابودي ات را به چرا بردند
 غنچه ها بسته ماندن را احرام بستند
 اموات راهزن
 فرداي روحت را به يغما بردند
تاريخ خستگي
بازيگران ادوارش را به تو نوشانيد
شريان مستمر خزان در تو دوام پيدا كرد
و سرانجام انديشه ات در دادگاه تفتيش عقايد
 اراده ي نابينايت اعدام شد

شاعر ساناز کریمی
۱۳۸٦/٧/٢ | ۱:٢۳ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC