.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

پای مـن و دام تو ، همین اسـت رهـایی
سخت اسـت برای من و دل،از تو جـدایی
هر چند سرافکنده و سرخـورده ترینـیم
این سنگ به سرخورده،به ازبی سروپایی
عمری ست شکستی دل و ویرانه شدی ؛باز
جز بوف ، دراین خانه ندیـدیـم خدایی
چون عاطفه بی بر شد ودل ها همه پژمـرد
ای قلب به خون خفته ، چرادر بر مایی؟
افسوس که سهم من ازاین سعی،سراب است
تا مروه دویدیـم ، به امـیـد صـفایی
پا در گل و دست طلـبت باز دراز اسـت
" نیلوفر " ازین ره مکن ازعشق گدایی

نیلوفر ملا حسینی
نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/۳ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com