.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


نیلوفر ملا حسینی
در انتــهای راهـــم و بـاور نمی کـنــی
لـبریز اشـک و آهــم و بـاور نمی کـنی
دراوج عشق وعاطـفه بر بـاد رفـته ام
در عمـق سرد چاهم و بـاور نـمی کنـی
از گرمی نگاه تـو ، طـرفـی نـبســته ام
سوزنــده پرّ کـاهــم و بـاور نمـی کنــی
راندی مرا و از همه جا رانده شد دلــم
ای عشـق بی پناهم و بـاور نمـی کنــی
گفتی گناه مذهــب ما عـقـل بـود وبــس
گفــتم که بی گـناهـم و بـاور نـمی کـنی
" نیلوفر " از نگـاه تو افــتاده ام ولـی
عمری ست سربه راهم وباور نمی کنی
۱۳۸٦/٧/٤ | ٦:٤٤ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC