.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

ابراهيم کشاورز صفري
با شعری از تو دفترم آتش گرفته است
امشب هوای بسترم آتش گرفته است

آتشفشان عشق فوران می کند هنوز
ویرانه های پیکرم آتش گرفته است

ققنوس واره ی دل - شب نشین غربت تو -
باز عاشقانه در برم آتش گرفته است

می سوزد این دلم از لهیب شعله ی غم
گنجینه های دیگرم آتش گرفته است

فانوسِ « درد بی تو شدن » تا زبانه کشد
اینبار هم آهِ شبپرم آتش گرفته است

مانند یک شهاب شده ام / بی مدار تو
جانپاره های اخترم آتش گرفته است

این میله های تنگ قفس بهانه شده ست
ای آسمان عشق! پرم آتش گرفته است
نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/٢۳ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com