.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

سارا.ظ
برای گریه های بی بهانه ام
نگار من تو بهترین بهانه ای
برای ذکر روزهای عاشقی
پر از هزار قصه و ترانه ای
در این سیاهی شب بلند عمر
امید صبحگاه جاودانه ای
تو خواب دلنشین هر شبم نئی
تو های های گریه ی شبانه ای
چه ساده پا به قلب من گذاشتی
تو مثل قصه های عاشقا نه ای
من آتشم شرار عشق و مستیم
تو آیهای سرد و بیکرانه ای
زمانه تیره است و این میانه تو
امید قلب من در این زمانه ای
قسم به نام آشیانه مان نرو
بمان کنار من که نور خانه ای
نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/٢۳ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com