.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


سارا . ظ
تو بخندی چه غم ار هر دو جهان گريه کند
چه کسی با غم و رنجش دلم افسرده کند
تو که باشی چه غم ار کس به کنارم نبود
چه کسی چون تو تواند به دلم رخنه کند
محو زيبايی روی توام و ميبينم
هيچ افت نتواند گل رخسار تو پژمرده کند
وه که سرشارم از آن خنده ی شيرين نخست
تا به من هست دلم ياد از آن لحظه ی فرخنده کند
تو ببينی چه غم ار کوردلان بی بصرند
چه خيال است چه گويند و چه با بنده کنند
تو نباشی چه تفاوت که نباشم من هم
چه کسی زنده تواند من دلمرده کند
ای غمت شاد تر از هر چه خوشی در دل هاست
تو بخند تا ز غم عشق دلم خنده کند
۱۳۸٦/٧/٢۳ | ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC