.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


منو چهر آتشی
الف با
با تا
يا
دو ر مي فا
فرقي ندارد
 پيوندها خجسته
 هر چند خسته اند
الف با
 در پارچ فلزي بي رنگ
 يا دل گرفتن
رويين بر ميز قهوه خانه ي بين راه
از هر كجا كه آمده باشي
 چه از شكار گندم
يا قتل عام گوزن ها بر سبزه زار موكتي قرن
يك پارچ لبالب نزديك بوي گرم غذا
زيبا
زيباست گرچه يك مگس مرده
دل آشوب مي آورد در آب
و بي رواج مي كند عطش قصه ها و تعزيه ها را
خسته خجسته
از هر كجا شروع شود
چه اتفاقي چه عمدا
 پيوندها
چه آ چه فا
 چه تا چه دوباره با
چه آفتاب صبح زمستان
چه
آفتاب عصر بهاري چه نيمروزي تابستان
 پاييز هم كه آوار شود
 و آب زير آفتاب جاري
 و آب زير برگ هاي خزاني
زيباست
حتي اگر كه
زيبا يهني چه ؟ باشد
حتي اگر گوزني
پيش از رسيدن بو از بالا كنار چشمه
در خون خميده باشد بر خيزران پا
يا ميش خوان چندم
از بيشه درنيامده باشد به آبياري رستم
حتي اگر كه رستم خان ي باشد در زابلستاني امروزي
 چيزي عوض نميشود
 از خستگي خجستگي پيوندها پيمان
ها
آ با دا ن يا
 دو ر مي فا سل لا
 حتي اگر كه حصر
نشكسته اشد هنوز به فرمان پيشوا
 و رو به شرق جاري باشند آباداني ها
آب همچنان آباداني است نه تهراني
و
زيبا
و نفت هم كه روزگاري زشت بود
تمام كه شود زيبا خواهد شد
 و خواب قرن بعد را
چراغان
 دو ر مي فا
پيوندها
 خجستگان خسته مثل من و تو
دو حرف دور بي معنا كه بر دو خط موازي سوار شويم از پنج تا
مثل دو كودك نا آشنا سوار قطار بازي ها
كه اتفاقي از بغل هم عبور كنيم
 و اتفاقي
 سر بخوريم وبخوريم به هم : دلنگ
وهمين صدا بشود معناي ما :
دلنگ دلنگ دلنگ
و از كجا بدانيم كه تمام اتفاق به خاطر همين معنا
 و يا تمام معناها به خاطر همين اتفاق نباشد
دلنگ دلنگ
 جلينگ جلينگ
آوا سوار آوا
دو ر مي فا سل لا
س سل كليد كدام قفل است
كه باز نمي كند
 از تارهاي حنجره ي ما
 آوازهاي هزار و
اندي سال زنداني را
 سل لا لالا
 لا اي نهنگ سنايي
 كه سر كشيدي درياها را
 بگو چه معنا دارد معنا ؟
۱۳۸٦/٧/٢۳ | ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC