.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


آسمانی می شوم
وقتی چراغ چشمانت در نگاهم روشن باشد...
در حضور چشمانت
دل بهانه گیر من بهانه را از یاد خواهد برد
و من
می توانم در چهارچوب خسته دلم
برای کسی که دوستش دارم
شعر بگویم...
سبز می شوم
وقتی با نور چشمانت در آینه زندگی خیره می شوم
و
آنگاه است
که چشمان متروکه ام
تولدی دیگر را نظاره می کند...
چشمانت که باشند
آسمان را باور خواهم کرد
تا آنجا که من و آسمان یکی شویم
و
با سه تار عشق
برای گنجشک های خیالم آهنگ پرواز می نوازم...
رامین.الف رهگذر
۱۳۸٦/٧/٢٤ | ٦:۱۸ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC