.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


مریم حیدر زاده

غم غروب نگاهت نشست بر روحم
بمان ستاره كه بي تو بهار مي ميرد
ميان دشت بنفشه كنار بركه عشق
براي شهر دلم انتظار ميميرد
دلم به
وسعت آلاله هاي سرخ ست
وجود آبي احساس پاك و باراني ست
چگونه بي تو بمانم بدان بهانه من
دلم هنوز به دست تو زنداني ست
بدان كه قصه احساس قصه نيلي ست
بيا و قصه او را دوباره باوركن
بجاي هجرت و اندوه و بي قراري و درد
بيا و از سر لطف تو فكر ديگر كن
پرنده از غم
هجران تو چه بايد كرد
دلم براي نگاهت بهانه مي گيرد
دلم اگر بروي در خزان هجرانت
چو يك كبوتر بي آب و دانه مي ميرد
اگر چه قدر نگاه تو را ندانستمن
ولي هميشه به ياد تو شعر مي خوانم
كنون گر تو كنارم نماني و بروي ميان هاله اي از انتظار مي مانم
به جان برگ گل ياس باغ دل
سوگند
قسم به عاطفه يك نگاه دريايي
قسم به بارش شمع وجود يك انسان
قسم به شهر پر از ساكنان رويايي
قسم به واژه كمرنگ عشق در مهتاب
قسم به ترجمه نيلي شكيبايي
قسم به عاطفه نقره فام چشمانت
قسم به هجي مفهوم يك شكوفايي
بمان هميشه كه بي تو شكوفه خواهد مرد
دگر
ميان گلستان گلي نخواهد ماند
بدون تو گل و گلدان غريب خواهد شد
دگر ميان چمن بلبلي نخواهد ماند
شكسته مي شود از دوريت بلور دلم
 بدون تو تپش قلب من چه بي معناست
بدون تو دلم از تب هميشه خواهد سوخت
بدون خنده تو قلب غنچه ها تنهاست
 مرور خاطره انتشار احساست
دل مرا به تماشاي عشق خواهد برد
بمان هميشه كه بي تو ترانه بودن
ميان قلب هزاران جوانه خواهد مرد
صداي نبض بنفشه صداي خنده ياس
ميان باغ نگاهت چو بركه اي جاريست
بدان اگر بروي كار باغ چشمانم
هميشه شكوه و اشك و شكستن و زاريست
ميان شبنم اشكم بلوري از عشقست
به
ياد جاده سرسبز شهر چشمانت
بمان هميشه دلم بي تو زرد خواهد شد
تمام هستي اين دل فداي مژگانت
غم نبودن تو در كنار من سخت ست
حضور آبيت اينجا چه قدر زيبا بود
چگونه مي شود اكنون ميان غربت باغ
بدون زمزمه آبي تو اينجا تنها بود
چه لذتي ست درون نگاه پر نورت
بيا و
زخم عميق مرا تو درمان كن
ببين چه درد بزرگي ست غربت دو نگاه
بيا ببار و مرا خيس عطر باران كن
بدون ياد تو قلبم كوير خواهد شد
بمان هميشه كه بي تو نسيم غمناكست
تمام كلبه چشمم تمام شهر دلم
ز قطره قطره باران اشك نمناكست
ز سقف نيلي چشمم چكيد قطره اشك
ترا قسم
به شقايق بمان ستاره من
بچين ز باغ دلت دسته اي گل پونه
بمان كه نيست به جز اين مرام چاره من
بگو ستاره كنارم هميشه خواهي ماند
بگو كه قلب من از انتظار لبريز است
بدون تو تپش قلب من چه بي معناست
بيا كه بي تو وجودم هميشه پاييز ست
قسم به نغمه باران بمان بهانه من
بدون تو تپش آفتاب كم رنگست
به هر كجا كه روي هر زمان و هر لحظه
دلم هميشه براي نگاه تو تنگ ست

۱۳۸٦/٧/٢٥ | ٥:٥۱ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC