.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


بسم رب الشهدا
اولين شعر خودم و با اين شعر آغاز کنم:

ز پشت پلک دل گهی تو را نظاره می کنم

نماز دیدن تو را قضا دوباره می کنم

به شبنم نوازشت مرا چه ناز می کنی

منی که شبنم تو را هزار پاره می کنم

نفس نفس برای من شراب عشق داده ای

تشکری بدون گل یک از هزاره می کنم

به سرزمین گوش دل چه رفت و آمدی شده

ولی قشنگ نام توست که گوشواره می کنم

پیاده چشم بینوا پی تو کوچ می کند

پیاده های در رهت بگو سواره می کنم

گذرگه صدای من چو غنچه خلیل توست

ببر که تا گذرگهی خزان بهاره می کنم

اگر (سکوت) روزکی در این هوای کودکی

نوشته یک شعارکی بگو شماره می کنم

شاعر سکوت بی پایان

۱۳۸٦/٧/٢٥ | ٦:٢٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC