.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

خوش به اقبالم اگر یار و نگارم باشی
سر نهم بر قدمت تا به کنارم باشی
دل به غیرت ندهم ای مه زیبا رویان
در کمینم ، بنشینی و شکارم باشی
****
صیاد دلی و زخم دوری دارم
بر حالت خود حکم صبوری دارم
من فاصله را شمرده ام میایی
با آمدنت طواف نوری دارم
عاکف.م
نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/٢٦ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com