.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

آيه هاي عذاب نازل مي شود
وحلقه هاي بردگي درگوشم مي رقصند
طناب مالك برگردنم
مرا به سوي ويل مي كشاند
زيبايي ، عامل قتاله
پاكي، هيمه ي دوزخ
گذشت، درخت زقوم
اين مكتوب برپيشاني من حك شده است
وشجره ي ثلاثه ي رحمت
برگ رهايي ؛
برسرچاه ويل
طناب برگردنم
كوله بارم سنگين
روي پل صراط
من دختر جهنمم و اين است صداي دوزخ
«هل من مزيد »
من دختر جهنمم

معصومه شعبانی

نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/٢٦ساعت ٦:۱٥ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com