.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


يه چند روزه عزيزم
دلخوری از من انگار
دل تو با دل من
بدجوری قهره اينبار

بيا تمومش کنيم
هر چی که بود ولش کن
گفتم که آسون بگير
نه اينکه مشکلش کن

دلت مياد که با من
مثل غريبه ها شی؟
حالا تو اين گير و دار
دنبال دعوا باشی؟

دلت مياد دلامون
با همديگه بجنگن؟
سر يه چيز بيخود
راه رو به هم ببندن؟

بيا با من قهر نکن
تو که دل سنگ نداشتی
بسه ديگه بی خيال
حالا ديگه آشتی آشتی

برای منت کشی
بهت ميگم ببخشيد
بازم از اخم چشمات
اين دل ساده ترسيد

بسه ديگه جون من
دست بردار از لجبازی
مگرنه اسمت ميشه
اخموی از خود راضی!
نیلوفر حسینی خواه
۱۳۸٦/٧/٢٦ | ٦:۳٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC