.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


مرده هم مثل ما در آن دنیا... کار و بار و مشاغلی دارد
تخت باشد خیال او چون که... لا اقل جا و منزلی دارد
هر شب جمعه با رفیقانش... سوروساطی ومحفلی دارد
باشد همواره خوب و آپ تو دیت... چون که آرام ساحلی دارد
یک پری می برد از او دل و دین ... آن که سیمای خوشگلی دارد
می دهد پتّه ی دلش بر آب... چون که زیبا شمایلی دارد
می فرستد برای او بلوتوس ... کارش البته حاصلی دارد
چون پری نیز می شود عاشق... آخرآن طفلی هم ، دلی دارد
بعضی اوقات بودنش آن جا... منکرات و مسائلی دارد
اکس پارتی بپا کند چون که... دوستان اراذلی دارد
دیم دریم دام درام و این حرفا....رقص پاهای قابلی دارد
گر که مامور منکرات آید... خرِ وامانده در گِلی دارد
لیک با اسکنی رود مأمور... آخر او هم مشاکلی دارد
خرج و برج و اجاره ی خانه... و کوپن های باطلی دارد
چون که مأمور رفت از آن جا... با پری باز کِل کِلی دارد
می شود عاقبت پری زن او ... گرچه آن هم مراحلی دارد
الغرض این جناب مرده ی ما... « روز و شب عيش كاملي دارد»
محمد جاوید
۱۳۸٦/٧/٢٧ | ٦:٢٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC