.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


تا تو رفتی ناگهان باران گرفت
اشک در چشمم دوباره جان گرفت

تا تو رفتی آسمان تاریک شد
تیرگی جای تو را آسان گرفت

با نزول آیه های خیس نور
آسمان روی سرت قرآن گرفت

در میان هق هق ابر بهار
با تو بودن بی صدا پایان گرفت

کاش بودی تا ببینی بعد تو
کوچه ها بوی نم وباران گرفت

احمد حسینی

۱۳۸٦/٧/٢٧ | ٦:٤۱ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC