.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


در انتهاي هر سفر
 در آيينه
 دار و ندار خويش را مرور مي كنم
اين خاك تيره اين زيمن
 پايوش پاي خسته ام
 اين سقف كوتاه آسمان
 سرپوش چشم بسته ام
 اما خداي دل
 در آخرين سفر
 در آيينه به حز دو بيكرانه كران
به جز زمين و آسمان
چيزي نمانده است
گم گشته ام ‚ كجا
نديده اي مرا ؟
 

حسین پناهی

۱۳۸٦/٧/٢٧ | ٧:٠۳ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC