.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


من در این شهر
که احساسی نیست .
دل پاکی دیدم
همچو پروانه نشسته بر گل
و
نمیدانی تو
که چرا گل
سرخ است؟
یا چرا گاهی
زرد؟
یا به هر رنگ دگر.

بوی گل راز عجیبی دارد.

این همه بسته به توست
که چطور لمس کنی
ساقه ی پر احساسش
و پس از چیدن آن
به چه کس هدیه دهی.

با کدام انگیزه؟

بهار هشتاد      بهمن کاظمی کردستانی

۱۳۸٦/٧/٢٧ | ٧:٢٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC