.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


احساس هایم را

همین دیشب از تو باز خریدم ...

وچه بی بها داشتی می فروختی

تمام گذشته ام را اگر و اگر ،

که حقیقت این نیست .

به تو فروخته بودم هم

و آرزوهایم...

که اگر و اگر ، همه را تسخیر کرده بودی

هرگز و دیگر ...

هیچیک را باز نخواهم خواست

فکر نکردی

که آینده را ...و دلم را ...و آرزوهای نو ام را

به هیچ چیز و هیچکس

قرض نداده بودم .

ستاره های چشمک زن....

اگر یک ثانیه به من بدهید

هزار کاخ آرزو خواهم ساخت

یک لحظه ...
قلبم را ...
اولین بلبلی که می خواند ،
خواهد پراند .

من به جاودانگی
همیشه میدانستی که معتقد بودم .


ساره احمدی  (س.سکوت)

۱۳۸٦/٧/٢٩ | ٤:۳٥ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC