.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

رفتنت از پیش من
یه خواب بی تعبیره
تنها گذاشتن منم
حتما یه جور تقدیره
رفتی با حکم الهی
تو به سوی آسمون
رفتی تا قلب سپیده
مثل یه رنگین کمون
مثل گل های قشنگ
باغچه توی خونه
که یه روز پر پر میشه
خاطراتش می مونه
رفتی مثل یه پرنده
بین ابرای خدا
رفتی و بر نمی گردی
تا بشیم ما همصدا
رفتی و عشقت همیشه
واسه من یه خاطره
روزا باز میشه برویم
قصه های پنجره
قصه های بی مروت
که همش حقیقته
قصه تلخ جدایی
واسه من یه عادته
پادشاه آرزو ها (حمید)
نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/٢٩ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com