.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


به کودکی بر میگردم
به زانو های همیشه زخمی
به آن همیشه خندان
آن خستگی ناپذیر ساده
به شیشه های شکسته از نوازش توپهای دولایه
به بعد از ظهر های خواب آلود
پیراشکی و گوشفیل های پارک
به خروار خروار شادابی
به لبو فروش زمستانی مدرسه مان
باز به کودکی برمی گردم
به سنگ های هفتگانه
آن تیله های همیشه در تلاطم
و به یک نگاه تو
به تو ای همبازی
که در تاریکترین و گنگ ترین گوشه ذهنم
همیشه در طپشی ...

تیکه سنگ
۱۳۸٦/٧/۳٠ | ۸:٠٠ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC