.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


خستگی ام را به باد میسپارم
وقتیکه سرشارم از یاد تو
و یاد تو را
در هستی ام قاب میگیرم
وقتیکه بی تابم از عشق تو،
مچاله ی این عشق را
به کجا می افکنی!
چون خوابی در هسته ی بذر
سبز خواهم شد
و دوباره
رستن را خواهم سرود
و باز
خستگی ام را
به باد خواهم سپرد

عاکف-م

۱۳۸٦/۸/٩ | ٢:٠٤ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC