.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه

درد تموم عاشقا  پای کسی نشستنه

این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه

گردای رو آینه ها فقط غم زندگیه

این روزا درد عاشقا فقط غم نرسیدنه

مشکل بی ستاره ها یه کمی ستاره چیدنه

این روزا کار گلدون از شبنمی تر شدنه

آرزوی شقایق یه شب کبوتر شدنه

این روز آسمونمون پر از شکسته بالیه

جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه

این  روزا کار آدما  دلو گرفتن و

بعدش اونو گرفتنه به دیگری سپردنه

این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه

ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه

این روزا سهم عاشقا حسرت و بی وفایه

جرم تمام مشون فقط عزت اشنائیه

این روزا توی هر نفس یکی دو تا  قناریه

شبا غم قناریا تو خواب خونه جاریه

این روزا چشمای همه غرق نیاز و شبنمه

رو گونه ی هر عاشقی یه قطره بارون غمه

این روز ا درد بچه ها بازی چرخ و فلکه

قلبای مثل در یامون پر از خراش و ترکه

این روزا عادته همه مرگ و بهونه کردنه

کار چشای آدما دل و دیونه کردنه

۱۳۸٦/٦/٢٥ | ٤:۳٤ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC