.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


شكستن من
شكستن تو...!!؟
نه هرگز نمي‌شود
من دفتر خاطراتم، نام تورا تمنا مي‌كند
لحظه به لحظه‌ چشمانم، تورا در ديده خود خواهش مي کنند
ترنم چشمانم براي توست

من دلم از مردم اينجا خيلي زخم دارد
و تنم از نامردمي‌ها خسته است
من بازي زندگي‌ام از اين‌ها جداست
من شكست در ميان هجوم بدي‌ها خوردم

من زخم دلبستگي ندارم
من درد دوري از اين‌ها را ندارم
من تمناي رفتن دارم
من پي سفر مي‌گردم

این شعر برای حفظ حق ترانه سرا ناقص میباشد

بياييد هميشه حق زيبايی ها را نگه داريم و به ترانه سرا احترام بگذاريم.
محمد
۱۳۸٦/۸/٩ | ٢:٠٩ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC