.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

باز شب شد…
دلم از قصه تنهایی خود خسته…
با دو پایم لب حوض بنشسته…
دست بر پهلوی آب میکشیدم…
ولی آب بی حرکت…!
شده انگار از این شوخی تکراری خسته…
علیرضا فکری
نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٠ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com