.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

من از خیال آسمان

هزار تکه می شدم

درین عبور ساده من

غزال برکه می شدم

من از تمامی خودم

همین که دور می شدم

عجیب بود برای من

پر از غرور می شدم

من از غمی که داشتم

فقط سقوط می شدم

به یمن بی وفاییش

غرق سکوت می شدم

من از دلی که داشتم

محو دروغ می شدم

اگرچه بد نبوده ام

شر و شلوغ می شدم

رزا افروزیان ( صدفی)

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٠ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com