.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


ديگر غزل به زمزمه خوابم نميکنی
جامی تهی شدم که پر آبم نمی کنی
دیگر مرا که تشنه برای شنیدنم
با پاسخ نداده مجابم نمی کنی
من خسته رسیدن خوابم ولی تو نیز
کاری برای حال خرابم نمی کنی
یخ کرده درهجوم غمت طبع شعرمن
از شعله های بوسه مذابم نمی کنی
یکدم لبی به روی لبانم نمي نهی
مدهوش از آن لب چو شرابم نميکني
جز تا کنار بستر خوابم نمي بری
ديگر غزل به زمزمه خوابم نميکني
رضا محمدی
۱۳۸٦/۸/۱۱ | ٥:٢۸ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC