.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

عمریست زان که بی تو نفس میکشم هنوز

بس طعنه ها که از همه کس میکشم هنوز

مشتاق پر گشودنم اما به دست خویش

بر بال خسته نقش قفس میکشم هنوز

چون موج تا به ساحل دیدار میرسم

در آخرین قدم ز تو پس میکشم هنوز

دیوانه ام که زنده ام اینجا بدون تو

شرمنده ام که بی تو نفس میکشم هنوز

رضا محمدی
نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱۱ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com