.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

سيب خوردن حرام است
براي تو براي من
چون گنهكاريم
آخر يكدگر را مي‌خواهيم
توي شهر با هم بودن
نابخشوده گناهيست
كه مجازاتش مرگ است
و من و تو براي با هم بودن
خلوتگهي يافته‌ايم
اما چرا
آيا گناه با هم بودن در شهر بيش از خلوتگه تنهاييست
بي شك اينگونه نيست
اما چرا
كسي به من گويد كه چرا
چرا اين گونست
چه كسي مي‌داند
من، تو، پدر، مادر
يا آنها كه عشق را هيچ مي‌انگارند
واقعا چه كس

دریا مهربان ( مریم)

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٢ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com