.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


به"خویش"میرسم اگر گذر کنم ز دام خود
کُشنده زهر"ما و من"،شَکر کنم به کام خود

منیّتم کِشد مرا به سمت سرنگونی ام
به دست او چرا دهد خردمند لگام خود

ببایدم گذشتن از کمین سخت زندگی
به غفلت این گرانبها چرا کنم حرام خود...
عاکف-م
۱۳۸٦/۸/۱٢ | ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC