.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

مرا نران از خانه ات
آخر منم افسانه ات
تكيه گه غمهاي من
چرا رها شد شانه ات
چرا چنين شد كار من
كوآن در و آستانه‌ ات
دانم غميني جان من
مانم شوم من خادمت
گويي نمان در پيش من
گويم شدم ديوانه ات
آري دلم در بدو راه
شد عاشق و فرزانه ات
روزي شوي تو آگاه
از چرخش پروانه ات

دریا مهربان ( مریم)
نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٢ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com