.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

دل ِ ديــوانـه که تـنـگ است! مـراقـب باشيد
بی جهت در پـی ِجـنگ است مـراقـب باشيد

از كـــــنارش كه گذشـتيد چرا خـــــندیدید؟
دم ِ دستش پُر ِ سنگ است مراقب باشيد!

بـه شـما خــيره اگــر مـانـد نتـرسيد اما
چشمتان گفت:قشنگ است مراقب باشيد

جمله ي مبهم اگر گفت به عمقش نـرويد
توي تنگی که نهنگ است...مراقب باشيد

كـار ِ بيـهــوده اگـر كـرد مـلامـت نکنيـد
پیش او فــايده نـنگ است ، مراقب باشيد

اگــر از جانب معـشـوق خـــبــر آوردید
دست ِعاشق كه كلنگ است مراقب باشید*


*اشاره به داستان تیشه بر سر زدن فرهاد

کاظم بهمنی

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٢ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com