.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


نمی دونم که مستم یا که هشیارم
نمی دونم که خوابم یا که بیدارم
نی دونی تواین بی درمونی انسان
چه بی یارم، چه بی یارم، چه بی یارم

قصه های غصه هام رو هیچکی تو دنیا نخونده
زندگی مون زندون حرفای ناب دنیا بوده
مرگ این حنجره های خسته رو هیچکی تو قصه ها نگفته
هیچکی داد ما رو به سپیدی نرسونده

خسته ام، خسته از این تکرارای بی اعتقاد
خسته ام، خسته از این دیوارای بی انتها
خسته ام، خسته از این صدای ممتد دروغ
خسته ام، خسته از این نگاهای بی اعتبار

نمی دونم که مستم یا که هشیارم
نمی دونم که خوابم یاکه بیدارم
نی دونی تو این بی درمونی انسان
چه بی یارم، چه بی یارم، چه بی یارم
سید محمد رضا متقی
۱۳۸٦/۸/۱٢ | ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC