.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

در بیشه ی شب ستاره لبخندزنان
بشکسته دلان را به صفا بندزنان
یک خوشه ز ماه می رسد آخر کار
تا حس تو را به خویش پیوندزنان

به روياييم تبسم لانه ميکرد
مرا گرد خودش پروانه ميکرد
هزاران آرزو با مهربانی
پریشانی من را شانه میکرد

عاکف-م
نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱۳ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com