.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

ای شکسته
ای همه سبزی سبز عاطفه
ای بهترين در ياد
به بزرگی نام صداقت قسم
هنوز می توان پروانه را با شمع آشتی داد
و برای روز ميلادشان از گل معنا گرفت

هنوز می توان برای تولد نرگس
از صداقت باران هديه گرفت

هنوز می توان پنجره را باز کرد
و از لای مژگان نسيم به صبح صادق گفت:سلام

هنوز می شود کنار حوض رفاقت نشست
و برای دلتنگی ماهی ترانه ی دريا را خواند

هنوز می شود در غربی ترين نقطه ی دنيا
عاشق عشق شد بی آنکه عشق را ديده باشی

و هنوز می توان تا بلندای مرز شقايق
محبت کرد محبت ديد

خالصانه
صميمانه.

۲۹/نوامبر/۲۰۶۶

دلارام نژاد
نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱۳ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com