.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

چشمهای تو بهونه عاشقيه
تو اون نگات پر از گل سادگيه

حصر صدات مثل گلهای شبنمه
تو واژه هات پر از غباقب و غمه

نصيحتت تو دل هر کس ميشينه
حرف نزنی روز و شب هم تو ماتمه

شکوفه ها به اسم تو گل می کنن
درختها هم به حرمتت هميشه تعظيم می کنن

اشکهای تو ريختن بارون رو شبه
تو هق هقت راز گل سرخ منه

نازی خنده های تو ياد همه اقاقياست
به ياد ما يه کمی باش فردا روز شقاقياست

۳۰/آگوست/۱۹۹۹

دلارام نژاد
نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱۳ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com